ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم

پرتال روزتو بخش خنده دار طنز خنده بازار قسمت ضرب المثل- معنی ضرب المثل- ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم

,ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم, داستان ضرب المثل, ریشه تاریخی ضرب المثل,ضرب المثل- معنی ضرب المثل

ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم

ضرب المثل- معنی ضرب المثل-ضرب المثل زر دادم و دردسر خریدم

هر کسی بدون مطالعه و مداقه کاری انجام دهد و از رهگذر آن عمل ناسنجیده متحمل زیان و ضرر، و بلکه مزاحمت و دردسر شود در پاسخ ملامتگو از مصراع مثلی بالا استفاده می کند تا موجب تنبه و عبرت دیگران گردد و نیندیشیده تصمیمی نگیرند.

 

جلال الدین محمداکبر شاه (1014-963 هجری) از سلاطین گورکانیه هند است که سلسله مزبور بالغ بر سیصد سال (1264-932 هجری( در هندوستان فرمانروایی کرده اند. اکبرشاه همان کسی است که برای ایجاد یک سلطنت ملی و رفع اختلافات فرق و ملل و نحل در سال 975 هجری مذهب صلح کل را بنیاد نهاده آن را مذهب الهی نامگذاری کرد، و مقرر داشت که در هر شب جمعه علما و مشایخ اسلام از شیعه و سنی و کشیشان ژروئیت نصاری و احبار یهود و مؤبدان زردشتی و برهمنان هنود و حتی ملحدان و دهری مذهبان با کمال آزادی چهار ایوانی که برای نیت در قصر خود بنا کرده بود انجمن ساخته مباحثه و احتجاج نمایند و خود تحت عنوان ملکه اجتهاد و ظل الله به سخنان ایشان گوش فرا داده قضاوت می کرد.

 

اکبرشاه «در فهم و دانش و همت و بینش و رأی و تدبیر و عدل و داد بی نظیر بوده معاصر شاه عباس ماضی صفوی است و با یکدیگر مراوده ای تمام داشته اند.»
اکبرشاه طبع شعر داشت و گهگاه به فارسی شعر نیکو می سرود. گویند شبی فارغ از قیل و قال سلطنت و کشورداری، مجلس بزمی آراست و در شرب خمر و میگساری افراط کرد.

 

بامدادان به سر درد شدیدی مبتلا گردید و در پاسخ ندیمان و آشنایان که به عیادتش رفته بودند مرتجلاً گفت :

دوشینه زکوی می فروشان
پیمانه می به زر خریدم
اکنون ز خمار سر گرانم
زر دادم و دردسر خریدم

منبع:malekmehr.persianblog.ir



برچسب ها:
داستان ضرب المثل
.
ریشه تاریخی ضرب المثل
.
ضرب المثل
.
شعر فارسی
.
زر دادم و دردسر خریدم
.



مروری برگذشته